ما در این مقاله کوشیدیم تا با مراجعه به مطالعات و فرضیات متخصصان ژنتیک در خصوص ژن زبان و نظر دانشمندان این رشته در باره مسائل پیرامونی زبان مانند توانایی زبان آموزی و درک کودکان مبتلا به سندرم داون از نحو و دستور زبان و یا تاثیر ژنتیک و نظریه تکامل و انتقال صفات اکتسابی با وراثت بر دایره واژگان و نظریه محدودیت واژگان انسان های جهان باستان به جهت عدم تکامل ژنتیکی صحت و سقم این نظریه ها مورد برسی علمی و روشمند قرار دهیم. با توجه به میان رشته ای بودن ماهیت موضوع مورد بحث در این مقاله برای آن بخشی که مربوط به رشته های زبان شناسی، نحو، ادبیات و فلسفه و منطق بوده از روش کتابخانه ای استفاده شد. همچنین سعی شد تا با استفاده از روش انتقادی یافته های حاصل از روش استقرائی که مورد استفاده دانشمندان پیشین قرار گرفته بود تا حدودی به چالش کشیده شود و یافته های جدید علمی برمبنای روش کتابخانه ای و مصاحبه میدانی به آن اضافه و نظری جدید ارائه شود. همچنین مقاله در دو نوبت خدمت دکتر داریوش دانشور فرهود پدر علم ژنتیک ایران ارائه شد و با توجه به توصیه های ایشان مبنی بر استفاده از اشکال مربوط به ناحیه ورنیکه و بروکا از تصاویر مربوطه در خلال مباحث استفاده شد که این موضوع به جنبه روش شناختی استقرائی مورد استفاده در علوم طبیعی بیشتر کمک کرد. همچنین در طی مصاحبه های طولانی متعدد از راهنمایی های ایشان در جهت دستیابی به یافته های جدید رشته ژنتیک استفاده شد. مجموعاً آنچه می توان گفت این است که ما نمی توانیم با مبنای استقرائی علوم طبیعی به سراغ مطالعه و تحلیل مفهوم پیچیده ای مانند زبان رفته و در مورد آن به نظر علمی برسیم، در تحقیقات این دانشمندان خلاء تخصص لازم در رشته زبان شناسی کاملاً مشهود است، اظهار نظر در این خصوص صرفاً از سوی کسانی صحیح است که مانند ارسطو، ابن سینا، ابن رشد، خواجه نصیرالدین طوسی، سهروردی، ملاصدرا، حاج ملا هادی سبزواری، علامه طباطبایی، دکتر شفیعی کدکنی، حجه الاسلام طباخ پور بنان یا سایر دانشمندانی که در این مقاله به آن ها اشاره شد ضمن داشتن تحصیلات لازم و کافی در زمینه ژنتیک یا لااقل یکی از رشته های علوم پزشکی در رشته ادبیات و زبان شناسی نیز تحصیل کرده باشند.